N
میگی چه کنم N؟😢😢
تو به این معصومی تشنه لب آرومی
غرق عطر گلبرگ تو چقدر خانومی
کودکانه غمگین
بی بهانه شادی
از سکوتت پیداست که پراز فریادی
همه هر روز اینجا از گلهات رد میشن
آدمهای خوبم این روزها بد میشن
تو این دنیایی که برات زندونه
جای تو اینجا نیست جات توی گلدونه
غرورمو بخش حضورمو ببخش
منم یه عابرم عبورمو ببخش
تویی که اشک تو شبیه شبنمه
همیشه تو نگات یه حس مبهمه
همین لحظه همین ساعت همین امشب که تاریکی همه شهرو به خواب برده
یه سایه رو تن دیوار این کوچه ست تویی و یک سبد گلهای پژمرده
همه دنیا به چشم تو همین کوچه است
هوای هر شبت یلدایی وسرده کجاست اون ناجی افسانه دیروز
جوانمرد محله ما چه نامرده .........چه نامرده
غرورمو بخش حضورمو ببخش
منم یه آب رد عبورمو ببخش
تویی که اشک تو شبیه شبنمه
همیشه تو نگات یه حس مبهمه
چه صبورانه تحمل میکنی غفلت بی رحم ما را دخترک
ما داریم گلهاتو آتیش میزنیم تو با التماس میگی کمک...کمک
غرورمو بخش حضورمو ببخش
منم یه آب رد عبورمو ببخش
تویی که اشک تو شبیه شبنمه
همیشه تو نگات یه حس مبهمه
زیادی خوب بودن خوب نیست
........
زیادی که خوب باشی دیده نمیشی
........
میشی مثل شیشه تمیز
.......
کسی شیشه تمیز رو نمیبینه
......
همه بجای شیشه
.......
منظره بیرون رو میبینن
حال من حال اسیریت
که هنگام فرار
یادش افتاد کسی منتظرش نیست
نرفت...
نه حوصله ی دوست داشتن دارم
نه می خواهم کسی دوستم داشته باشه...
این روز ها سردم
مثل دی,بهمن,اسفند....
مثل زمستان
که بهارش دنیایی دیگر است
احساسم یخ زده
آرزوهایم قندیل بسته
امیدم زیر بهمن سرد احساساتم دفن شده...
نه به آمدنی دلخوشم نه به رفتنی غمگین
این روزها پر از سکوتم
همه یکی رو دارن که هیچوقت نمیاد
همه یکی رو دارن که توخوشحالی یادش میفتن
توبی حالی یادش میفتن؛توتنهایی یادش میفتن
وقتی دل بی صاحبشون میگیره یادش میفتن
وقتی از یه کوچه ردمیشن یادش میفتن
تویه ماه مخصوص یادش میفتن
همه یکی رو دارن که آرزو میکنن حتی شده واسه
یه باریه روزی ؛یه شبی؛یه جایی؛یه جوری
اتفاقی ببیننش
🍃🍃🍃
✍ آدم ها آرام آرام پیر نمیشوند !!
آدم ها، در یک لحظه، با یک تلفن،
با یک جمله، با یک نگاه،
با یک اتفاق ، با یک نیامدن،
با یک دیر رسیدن، با یک باید برویم،
با یک تمام کنیم .... پیر میشوند
باور کنید !
ذهنها خستهاند، قلب ها زخمیاند؛
زبان ها بسته اند ...
برای دیگران آرزو کنیم بهترین را،
راحتی را ... همه گمشده ایم ،
یاری کنیم همدیگر را تا زندگی
برایمان لذت بخش شود ..
آدم را لحظهها پیر نمیکنند !
آدم را آدم ها پیر میکنند ...
سعی کنیم هوای دل همدیگر را
داشته باشیم همدیگر را پیر نکنیم!
زندگی قندنیست که شیرین باشد
زندگی فلفل نیست که تند وتلخ باشد
زندگی را بایدساخت ؛زیبا ؛شیرین ؛باشکوه
زندگی را باید دید با ڃشم زیبا
ساخت زندگی مانندساخت یک بنا هست
مصالح مرغوب،مهندس،استادکار کاربلدبنایی باشکوه
را میسازد.
مصالح مرغوب آدمهایی است که برای زندگی خودت
انتخاب میکنی بدون شک مهندس واستادکار خودت هستی
پس خوب نگاه کن ڃه مصالحی برای ساخت زندگی خود
انتخاب میکنی
مصالحی که با بنایت سازگار نیست
اصراری برای داشتنش نداشته باش
شروع دومین روز ازنیمه شب سخت ترین شب .......
خوابیدن سخت ڃشمها سنگین نمیشدن
به خواب رفتن بعدازسه ساعت
بدترین خواب بدترازبیداری
یک ساعت خواب گذرازجهنم
بعدازبیدارشدن
تمام روزها وشبهای من تکراری شدن
الگویی از اولین روز و شب فروردین
بعضی ﭼﻚﻫﺎ ﺩﻭ ﺍﻣﻀﺎ ﺩﺍﺭﻧﺪ؛
ﺗﺎ ﺍﻣﻀﺎﻱ ﺩﻭﻡ ﻧﺒﺎﺷﺪ
نقد ﻧﻤﻲﺷﻮﻧﺪ،
ﺣﺘﯽ ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﺟﺎﻱ ﺍﻣﻀﺎﯼ ﺩﻭﻡ،
ﺗﻤﺎﻡ ﺍﻫﻞ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﻫﻢ ﺍﻣﻀﺎ ﻛﻨﻨﺪ،
ﻫﻴﭻ ﻓﺎﻳﺪﻩﺍﯼ ﻧﺪﺍﺭﺩ؛
ﺑﺎﻧﻚ ﻓﻘﻂ ﺻﺎﺣﺐ
ﺍﻣﻀﺎ ﺭﺍ ﻣﻲﺷﻨﺎﺳﺪ...
ﺣﺎﻝ،
ﺍﺗﻔﺎﻗﺎﺗﯽ ﻛﻪ ﺑﺮﺍﻱ
ﻣﻦ ﻭ ﺗﻮ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻗﺮﺍﺭ
ﺍﺳﺖ ﺑﻴﻔﺘﺪ،
ﻣﺜﻞ ﭼﻚ دﻭ ﺍﻣﻀﺎ ﻣﯽﻣﺎﻧﺪ؛
ﻳﻚ ﺍﻣﻀﺎﯼ ﺁﻥ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻣﺎﺳﺖ
ﻭ ﻳﻚ ﺍﻣﻀﺎﯼ ﺩﻳﮕﺮﺵ ﺧﻮﺍﺳﺖ خدﺍﺳﺖ ...
ﺗﺎ ﺍﻭ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﻫﻴﭻ
ﺍﻣﻜﺎﻥ ﻧﺪﺍﺭﺩ،
ﻫﺮ ﭼﻨﺪ ﻫﻤﻪ ﺑﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ...